تابآوری روانی در زمانه جنگ
وقتی اضطراب، ناامنی و ابهام بخشی از زندگی روزمره میشوند
در زمانهای زندگی میکنیم که بسیاری از انسانها، تجربهای مداوم از ناامنی روانی را با خود حمل میکنند. اخبار بحران، تهدیدهای نظامی، فشار اقتصادی، آینده مبهم، فرسودگی شغلی و تنشهای اجتماعی، ذهن و بدن را در وضعیتی از آمادهباش دائمی قرار میدهند.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که در روانشناسی امروز درباره آن صحبت میشود، «تابآوری روانی» است؛ مهارتی که به انسان کمک میکند در دل بحران، فرو نپاشد و بتواند دوباره تعادل خود را بازیابد.
تابآوری روانی چیست؟
تابآوری روانی (Psychological Resilience) به معنای توانایی انسان برای سازگار شدن با شرایط دشوار، مدیریت فشار روانی و ادامه زندگی در وضعیتهای بحرانی است.
برخلاف تصور رایج، تابآوری به معنای بیاحساس بودن یا «همیشه قوی ماندن» نیست. انسان تابآور ممکن است بترسد، خسته شود، گریه کند یا حتی مدتی از پا بیفتد؛ اما در نهایت میتواند دوباره خودش را جمع کند و به زندگی بازگردد.
در روانشناسی بحران، تابآوری بیشتر شبیه «انعطافپذیری روان» است تا مقاومت خشک و سخت. درست مثل شاخه درختی که در طوفان خم میشود اما نمیشکند.

چرا بحرانهای اجتماعی و جنگ، روان انسان را فرسوده میکنند؟
سیستم عصبی انسان برای مواجهه کوتاهمدت با خطر طراحی شده است، نه برای ماهها و سالها زندگی در ابهام و هشدار دائمی.
وقتی ذهن مدام درگیر سؤالهایی مثل اینها باشد:
«اگر اوضاع بدتر شود چه؟»
«اگر امنیت از بین برود چه؟»
«اگر آیندهای وجود نداشته باشد چه؟»
«اگر عزیزانم را از دست بدهم چه؟»
بدن وارد وضعیت اضطراری میشود. در این وضعیت، اضطراب، بیخوابی، تحریکپذیری، خستگی، فاجعهسازی ذهنی و احساس بیقدرتی افزایش پیدا میکند.
بسیاری از افراد در بحرانهای اجتماعی، بدون اینکه متوجه باشند، دچار نوعی «فرسودگی روانی مزمن» میشوند؛ فرسودگیای که ممکن است خودش را با این نشانهها نشان دهد:
خستگی دائمی
بیانگیزگی
حساسیت عصبی
احساس پوچی
دوری از آدمها
ناتوانی در تصمیمگیری
مصرف وسواسگونه اخبار
ترس دائمی از آینده
تفاوت ترس و اضطراب چیست؟
در روانشناسی، «ترس» معمولاً واکنش به یک خطر مشخص و واضح است؛ اما «اضطراب» بیشتر به تهدیدهای مبهم و پیشبینیناپذیر مربوط میشود.
مثلاً:
ترس: «الان صدای انفجار آمد.»
اضطراب: «نمیدانم قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
ذهن انسان در شرایط ابهام، تمایل دارد جاهای خالی را با بدترین سناریوها پر کند. به همین دلیل در بحرانها، فاجعهسازی ذهنی شدت میگیرد.
یکی از راههای مهم کاهش اضطراب، تبدیل ابهام به تصویرهای واقعیتر و ملموستر است؛ یعنی بهجای شناور ماندن در ترسهای مبهم، درباره سناریوهای واقعی فکر کنیم و برای آنها برنامه داشته باشیم.
آیا تابآوری یعنی تحمل کردن همه چیز؟
نه.یکی از سوءتفاهمهای رایج درباره تابآوری این است که فکر کنیم انسان تابآور کسی است که هیچوقت به هم نمیریزد، همیشه قوی است و باید همه چیز را تحمل کند.
اما نگاه روانشناسی به تابآوری، انسانیتر از این حرفهاست.
تابآوری یعنی:
بتوانیم احساسات خود را بشناسیم،
از کمک گرفتن خجالت نکشیم،
با دیگران ارتباط برقرار کنیم،
و در دل بحران، همچنان بخشی از زندگی را حفظ کنیم.
گاهی تابآوری یعنی استراحت کردن.گاهی یعنی گریه کردن.گاهی یعنی محدود کردن اخبار.و گاهی یعنی پذیرفتن اینکه بعضی دردهای زندگی، راهحل کامل ندارند.
تابآوری کودکان در بحران
کودکان بیش از آنچه تصور میکنیم، اضطراب محیط را دریافت میکنند. حتی وقتی معنای دقیق جنگ یا بحران را نفهمند، تغییر رفتار بزرگسالان، تنش خانه و احساس ناامنی را متوجه میشوند.
در روانشناسی کودک توصیه میشود:
با کودک متناسب با سنش صادق باشیم،
اما او را زیر بار اطلاعات سنگین و ترسناک له نکنیم.
مثلاً لازم نیست جزئیات خشونت یا اخبار فاجعهآمیز را برای کودک توضیح دهیم؛ اما میتوانیم به او بگوییم: «یه صدای ترسناک اومده، ما هم ترسیدیم، ولی الان کنار هم هستیم و مراقب همدیگهایم.»
احساس امنیت روانی برای کودک، مهمتر از دانستن همه حقیقت است.
نقش روابط انسانی در تابآوری
انسانها در بحران، بیشتر از همیشه به رابطه نیاز دارند.
یکی از خطرناکترین پیامدهای اضطراب مزمن، انزواست؛ اینکه فرد کمکم از آدمها فاصله بگیرد، در خودش فرو برود و احساس کند هیچکس حال او را نمیفهمد.
در حالیکه گفتوگو، همدلی و تجربه مشترک، بخشی از فرایند ترمیم رواناند.
بسیاری از افراد فقط وقتی در فضای امن درباره ترسها و فرسودگیشان حرف میزنند، متوجه میشوند که «تنها نیستند».
برگزاری کارگاه تابآوری روانی در پژوهشگاه رویان
در ادامه همین دغدغهها، کارگاه «تابآوری روانی در زمانه جنگ و بحران اجتماعی» با تدریس دکتر مصطفی نجمآبادی در مجموعه پژوهشگاه رویان در شهر تهران برگزار شد.
این کارگاه با تمرکز بر تجربه زیسته انسان در بحران، به موضوعاتی مانند:
مدیریت اضطراب،
فرسودگی روانی،
فاجعهسازی ذهنی،
تابآوری کودکان،
معنا و امید در شرایط ناامن،
و نقش روابط انسانی در بحران
پرداخت.
فضای این کارگاه بیش از آنکه صرفاً آموزشی باشد، فضایی برای فهم تجربه انسانی، گفتوگو و بازسازی احساس کنترل روانی بود.
آیا تابآوری قابل یادگیری است؟
بله. تابآوری تا حد زیادی یک مهارت قابل آموزش و تقویت است.همانطور که بدن انسان میتواند قویتر شود، روان انسان هم میتواند یاد بگیرد چگونه در شرایط دشوار انعطافپذیرتر عمل کند.
مهارتهایی مثل:
تنظیم هیجان،
مدیریت اضطراب،
ارتباط مؤثر،
مراقبت روانی،
معناجویی،
و تحمل ابهام
همگی بخشی از فرایند تقویت تابآوری هستند.
جمعبندی
ما همیشه نمیتوانیم جهان را امن کنیم، اما میتوانیم یاد بگیریم چگونه در جهانِ ناامن، کمتر فرو بپاشیم.
تابآوری روانی به معنای انکار درد نیست؛ به معنای ادامه دادن زندگی، حتی در حضور درد است.
اگر این روزها احساس خستگی، اضطراب، بیقراری یا ناامیدی میکنید، احتمالاً روان شما در حال واکنش طبیعی به شرایط غیرطبیعی است. و شاید مهمترین قدم، این باشد که بهجای جنگیدن با خودمان، یاد بگیریم چگونه از خودمان مراقبت کنیم.




